كارامد گردد، بايستي مشكلات فني فراواني از ميان برداشته مي‌شد و براي اين‌كه عده‌ٴ زيادي از مردم عملاً از آن استفاده كنند بايد بر مشكلات رواني بي‌شماري فايق مي‌آمدند.
2. اوزان و مقياس‌ها.
اطلاعات مربوط به اوزان و مقياس‌ها را مي‌توان از چند نوع كتاب‌ به‌دست آورد 1) شرح‌هاي تورات و تلمود؛ 2) نوشته‌هاي پزشكي‌؛ 3) رساله‌هاي عربي در باب‌ امور حسبه‌؛ 4) كتاب‌هاي عجايب‌المخلوقات‌؛ 5) تاريخ‌ها؛ 6) مجموعه‌ٴ قوانين و مقررات‌.
نمونه‌ٴ جالبي از نوع دوم در باب اوزان و مقياس‌ها از دينودل گاربواست‌. اين كتاب جداگانه‌ چاپ شده‌، ولي اين امر ماهيتش را تغيير نمي‌دهد؛ مهم‌ترين منبع آن قانون ابن سينا بوده و نحوه‌ٴ روي‌كردش پزشكي است‌.
يكي از مهم‌ترين كتاب‌هاي راه‌نماي محتسبان [معالم‌القربة في أمورالحسبة] تأليف ابن اخوة است‌، كه شامل اطلاعات گوناگوني در باب اوزان و مقياس‌ها و درست و نادرست آنهاست‌.
دراين دوره به‌هيچ تأليف چيني يا ژاپني در باره‌ٴ اوزان و مقياس‌ها برنخورده‌ام‌، ولي مردم‌ خاور دور سنتهاي پيمايشي خود را دنبال كردند، كه پژوهش آنها هنوز براي پژوهندگان غربي‌ ناممكن است‌.
3. اصول مغناطيس‌.
قطب‌نمايي كه پيِـر غريب در سال 1269 توصيف كرد، دستگاهي نسبتاً كامل بود و مورد استفاده‌ٴ دريانوردان قرار مي‌گرفت‌. دريانورداني كه ممكن است ايتاليايي ياحتي‌ آمالفي بوده باشند، گرچه بر ما معلوم نيست‌، در آن اصلاحاتي به عمل آوردند. سرگذشت آن‌ بسيار مبهم است‌. اصلاح عمده افزودن گلباد به عقربه‌ٴ مغناطيسي و يكي كردن دو دستگاه بود. اصلاح بسيار ثمربخش ديگر، دريافتن اين نكته بود كه عقربه‌، شمال واقعي را نشان نمي‌دهد، بلكه اندكي متمايل به شرق يا غرب است‌. نمي‌دانيم اين انحراف كي كشف شد؛ احتمالاً مدت‌ها پيش از كريستف كلمب كشف شده بود، با اين همه‌، تا پيش از سده‌ٴ شانزدهم معلومات واقعي در اين زمينه در دست نداشتيم‌.
هم چنان كه در بخش اول اين فصل خاطر نشان كرديم‌، نورهاي شمالي مشاهده شد، ولي به‌ تأثيرشان بر عقربه‌ٴ قطب‌نما تا چهار قرن بعد توجهي نشد. مي‌توان انتظار داشت دريانوردان‌ شمالي‌، كه مي‌دانيم از قطب‌نما استفاده مي‌كردند، متوجه اختلال آنها در جريان شفق قطبي شده‌ باشند؛ در هرصورت‌، آنان تجاربشان را منتشر نكرده‌اند.
انگلبرت آدمونتي‌، راهب بنديكتي اهل اتريش‌، رساله‌اي در باب جادوگري نوشت و در آن از تأثير مغناطيس به عنوان بخشي از موضوع بحث كرد. بدين ترتيب‌، اختلاط ميان نيروي اصيل‌ مغناطيسي و مغناطيس مابعدالطبيعه (((مغناطيس روحي‌)) و ((مغناطيس شخصي‌))) آغاز شد (يا ادامه يافت‌). فرانتس آنتون مسمر درنيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ هجدهم اين اختلاط را خيلي بيشتر كرد و افراد زيادي‌، حتي تا زمان ما، بدان نيرو بخشيده‌اند. انگلبرت در ونيز يك قطب‌نماي دريايي را ديده‌